دختر و پسرم ۱۳ سالشونه داشتن درس میخوندن توی اتاق من در و بستم که صدا مزاحمت براشون ایجاد نکنه چون پسرای کوچیکم خیلی شیطونن و .... نگید چرا بستی ... بعد وقتی خواستم میوه ببرم تو نزدیک در که شدم دیدم داره در مورد ل.ز و .... صحبت میکنن نتونستم تحمل کنم در و سریع باز کردم بشدت بد رفتار کردم و پسرم و فرستادم اتاق خودش
فردا باهاشون صحبت میکنم ولی از خدا میخوام بتونم خودمو کنترل کنم میترسم چیزی بگن نابود بشم همش میگم ...
اصلا با این فکر که میدونن خودتو ناراحت نکن.وقتی به بلوغ میرسن این خاصیت طبیعی هورمون هاشونه فقط تند نرو عزیزم.بهشون بگو که نیاز جنسی برای هر انسانی طبیعیه ولی اینکه از الان بخوان در موردش فکر کنن بسیار زوده.بزارین بچتون چیزی ذهنشو درگیر کرده از شما بشنوه نه دوستاش.هیچ حس بدی نداشته باش نسبت به این مسئله
تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم
بهشون بگو اینکه آدم وقتی بزرگ میشه اگه حسی به غیر هم جنس خودش داره طبیعیه.دوست داستن کسی قشنگه اما همه ی اینا وقتی خوبه که بزرگ شده باشن.بکین که این سن هرچی براشون پیش میاد از رو هیجان و احساس پس مواظب خودشون باشنبهشون این حس رو بدین که فکر بدی در موردشون نکردین و دوسدارین هرچی پیش میاد مثل یه دوست بهتون بگن
تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم