
عشقم بنشین خاطره ها را رو کن
لب وا کن و با واژه بزن جادو کن
عشقم تو بگو،حرف بزن،نوبت توست
عشقم مگذار از دَم ِ خود دود شوم
عشقم مپسند این همه نابود شوم
عشقم بنشین، سینه و سر آوردم
مجنونم و خونابِ جگر آوردم
مجنونم و خون در دهنم می رقصد
دستان جنون در دهنم می رقصد
مجنون تو هستم که فقط گوش کنی
بگذاری ام و باز فراموش کنی
دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست
یک عاشق ِ این گونه از این دست کجاست
تا اخم کنی دست به خنجر بزند
پلکی بزنی به سیم آخر یزند
تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود
تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود
ای شعله به تن،خواهرِ نمرود بگو
دیوانه تر از من چه کسی بود،بگو💐🌻🌻🌻