حس ششمتون ی چیزی ب ذهنتون بیاره و اخرسر واقعیت تبدیل شه😥
بزارید خودم بگم اول من هیچوقت حس ششم راجب چیزی ک اون لحظه ببینم حس کنم دروغ نبوده
دیشب بااقایی ک فامیله اشناشده بودم اصرارداشت هموبیینیم ظهرشد زنگش زدگ و احوال پرسی نزدیک ده روزبود ارتباط گرفته بوررابطمون
بعدگفت سرماخوردم بزارروزدیگع میبینمت منم گفت ن باید حتماامروز بیای یسری کارام ب تعویق انداختم بخاطر تو الان میگی ن صداشم ب سرمانمیخورد
و خیلی اصرارداشت بعدا قربون صدقع میرفت
منم شک کردم گفتم ن بابدبیای و گفت باش پس اماده شو میبینمت
باهم بودیم و گفت کجابریم چن جارو گفتم مسافتشم زیاددورنیود درحد ده دقیقه بود وبهونه میاورد ک ن دیرمیشه و بایدبرگردیم و فلان میشه ۹شب تابرگردیم رفتیم یکم باهم قدم زدیم و کافه بعدش گفت کم کم بریم
خریدکنم و برم اون گفت..
بعدگفت میدم باشگاه میام پیام میدم...
حالاحس میکنم باکسی دیگه باشه و اونواورده پیش خودش😏