تورو خدا بیاین کمکم کنید ساده از کنار این تاپیک نگذرید شاید بتونید کمکم کنید
تاپیک قبلمو اگر خونده باشید میدونید ک شوهرم همش به شوخی محکم نیشگون میگرفت و من چندبار گفتم نکن به شوخی داری میزنی دردم میاد گوش نکرد یهو گرفت از گلوم منم بلند گفتم عههههه نکن ...
اونم عصبانی شد گفت چرا داد زدی مگه نگفتم داد نزن
با پا زد گوشیم تو دیوار شکست
دو روزه باهاش قهرم اصلا پشیمون نیست و برای آشتی یا عذرخواهی نیومد طرفم
حالا امروز مادرش از شهرستان اومده خونه برادرشوهرم مارم دعوت کردن شام من گفتم نمیام گفت میای خوبشم میای گفتم نمیام گفت باشه
اومد خونه عصبانی بود گفت مامانم اومده اینجا تو نمیای
مامان توام میاد دیگه اصلا حسرت دیدن مامانتو ب دلت میزارم سرکارم دیگه نباید بری
بعدم گفت تو کنیزی باید کنیز بشی اشتباهه ب تو بها دادن تو برده ای
بنظرتون چیکار کنم دیگ کم آوردم کمکم کنید توروخدا ساده نگذرید اگر خونه بابام نزدیک بود میرفتم اصلا نیمدونم باید چیکار کنم