خواهرم وضع مالیشون خیلی خیلی خوبه
ی مدت اومد مسافرت خونه ما یعنی خونه بابام
ی کارت دیگه نیاز داشت من یکی از کارتام توش ۱۳۰۰بیشتر نبود دادم بهش
برا من۱۳۰۰خیلی پوله چون نه پولدارم نه شاغل هشتم گروعه نهمه
ی چیزی برام خرید گفت از طرف من به تو خیلی ازش تشکری کردم و اینا
نزدیک رفتنش بود دیدم کارته رو فرش افتاده برداشتمش گفتم لازم نداره رفتم موجودی گرفتم توش ۹۰۰۰هزار تومن بود
انقدر عصبی شدم سیمام قاطی کرد فهمیدم پولش تموم شده انداخته ی گوشه اون چیزیم که خریده بود برام فهمیدم۱۳۰۰رو هم بخاطر اونورداشته
خب اگه میخواستی با پول خودم برا خودم بخره چرا با منت خرید من ازش تشکری کنم
اصن چرا کارت و پرت کرده ی گوشه
بهش گفتم لاقل ی ۵۰تومن تو کارت میزاشتی شاید ی نوار لازمم میشد داد زد میگه پولامو لازم داشتم نمیفهمی پول میزنم برات اونم با منت