2777
2789

خدا رحم کرده 

صدقه بده 

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ودفعه خدا رحم کرد بهش می خوردیم ۴ تیکه میشدیم😐

ای جانم 

شوهرت ترسید ؟؟

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
پسرم شوهرم کجا بود😂

آها 

پسرتون حتما ترسیده بود !!

درضمن سن شمارو میتونم بپرسم ؟؟؟

حتما که از چهل به بالا هستید 

درسته ؟؟!

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
آها  پسرتون حتما ترسیده بود !! درضمن سن شمارو میتونم بپرسم ؟؟؟ حتما که از چهل به بالا هستید& ...

خودم پسر هستم 

یا موتور مشغول تک چرخ بودیم اون از بغلمون ترمز زد

سوالی از رشته های رزمی بود بپرسید 🙃
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز