2777
2789
عنوان

مادر شوهر

294 بازدید | 23 پست

مادر شوهرم آدم خوبیه،خیلی کارا و محبتا در حقمون کرده اما متقابلا رفتارهایی هم داره که باعث شده منو از خودش متنفر کرده،به شدت آدم با سیاستیه،فضوله(باید حتما بدونه ما کجا می ریم،چی می خریم،کی اومد خونمون و کلا برنامه ی روزانه مونو بدونه که منم نگم شوهرم ریز همه چیو بهش هر روز پشت تلفن می گه)کلید خونمونو شوهرم داده بهش،بعد زایمانم بچه رو بهونه کرده بود که بیدارش نکنم،خودش درو وا می کرد بدون اطلاع میومد خونه،می رسه به بهانه ی کمک می ره سراغ کابینتام،یخچالم،اتاقی که درش بسته س،بدون اطلاع شده از وسایلام برداشته و برده که بعدنم اعتراض کردم گفته من فک کردم لطف می کنم در حقت،هر چقدم جدیدا با احترام باهاش برخورد می کنم که زود صمیمی نشه اما متاسفانه کار از کار گذشته و خودشو خیلی صمیمی می دونه،انقد با سیاست رفتار کرده که پسرشم خیییییییلی هواشو داره و خیلی هم دوسش داره،رابطه ای که با شوهرم داره با دخترش نداره،تا به شوهرم مثلا می گم مامانت اینجوری گف،بالاخره به یه شیوه ای ازش حمایت می کنه،اما کافیه بگم مامان من اینجوری گف یه ساعت راجع بهشون انتقاد می کنه،با مادر شوهرم باشه می گه مدام خونه ی ما باشید،مدام به من ز بزنید،زیادش آدمو خسته می کنه😏تو رابطه نشون نمی دم اما خیلی خیلی ازش بدم میاد،چی کار کنم؟😓شوهرمم روش خیلی خیلی حساسه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مادرشوهر منم دست کمی نداره.  امسال زمستونی چون هوا سرد بود بچم کوچیک بود همش خونه بودم این زن هررررررروز میومد خونمون به بهانه دیدن بچم . حالا ۸ تا نوه داره هااااا. فقط میومد غیبت غیبت حالم بد شد . بهار که شد من هر روز میرم با بچم بیرون . هرروز زنگ میزنه ببینه خونه ام یا نه . تا میبینه نیستم اخمش میاد پایین. دوست داره هیچ جا نرم تا بیاد فقط مخمو بخوره . آخه خیلی هم فاصله سنی داریم من ۳۰ اون ۸۰

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️

ببین اگه رفتار خوب زیاد داره از دستت نپرون میاد خونتون بگو 

مثلا میشه بچه رو نگه داری من به کارام برسم 

یا برم حموم اینا بالاخره کمک بزرگیه 

یا مثلا بهش زنگ بزن بگو من بچه مو میارم خونتون برم بیرون کار دارم 


مقابل رفتار بدش نادیده بگیر جوری بفهمه ناراحت شدی 


اصلا جلوی شوهرت از خانوادت بد نگو اگه واقعا بد باشن 

تو دعوا ممکنه از همین موضوع شوهرت نقطه ضعف بگیره ازت 

بیخیال بابا هر چی حساسیت نشون بدی بدتر میشه خودتو بد می‌کنی میشی آدم بده..

فکر نکنم بتونی رفتارشون رو تغییر بدی فقط سعی کن باهاش کنار بیای 

سر سنگین باش زیاد رو نده رفتی خونشون کلیده رو یواشکی بردار بگو گم شده😂

از اول نباید میذاشتی به اینجا بکشه

چون اون خواسته های خودشو تحمیل کرده بهتون

ما با خانواده شوهرم تو یه ساختمونیم مادرشوهر منم تو دوران عقد خیلی خطو نشون میکشید برام که باید اینطوری رفتو آمد کنید خریدام با پسرمه یا من ممکنه دلم بخواد بیام خونتون بدون اینکه شما باشید

منم فقط نگاش میکردم اما بعد عروسی ناکام گذاشتمش

حال نکنم نمیریم خونشون

درو قفل میکنم چون به حریم اعتقاد دارم

شوهرمم پختم

البته که احترامشو دارم ولی توقع بیجا توسرم نمیره

مادرشوهر منم دست کمی نداره.  امسال زمستونی چون هوا سرد بود بچم کوچیک بود همش خونه بودم این زن ه ...

ایشونم همین جوریه،هر روز زد می زد بهم،چی کار می کنی؟کجایی؟نهار دارید،ندارید؟جواب نمی دادم ز می زد به گوشیم،انقد وقت و بی قت ز می زد که آخر قبض گوشی رو پرداخت نکردم به بهانه هایی،که وقتی حداقل نیستم آمارمو نداشته باشه،اما شروع کرد با نت گوشی رو گرفتن یا از شوهرم امارمو گرفتن،الآنم انقد اطرافیان گفتن فلانی از تلفن خوشش نمیاد،کمتر ز می زنه اما هر سری می گه،می دونم خوشت نمیادا،گ اما خواستم حالتو بپرسم،یا به مامانم مدام می گه که من فک می کردم فلانی دوس داره تلفن بزنم بهش اما ظاهرا خوشش نمیومده

از اول نباید میذاشتی به اینجا بکشه چون اون خواسته های خودشو تحمیل کرده بهتون ما با خانواده شوهرم ت ...

آخه من زود ازدواج کردم و خیلی بی تجربه بودم و کلا هم آدم مقیدیم،مامانمم کلا آدمیه که فقط می گه محبت کنید،منم اوایل ز می زد هر روز باهاش کلی حرف می زدم شده بود تا نیم ساعتم حرف می زدیم،خونشون زیاد می رفتیم،یا خیلی کارای دیگه،اما نمی دونستم هر چی برم جلو اونم میاد جلو،آره درسته همیشه به این موضوع فک‌ می کنم که اول مامانم بعدم‌ خودم باعث شدم

بنظرم برو لباس خواب بخر اگر بچت کوچیکه و نوزاد تو خونه بپوش ب هوای همین کلید خونت عوض کن ک زشت هست ک ...

ای بابااااا،دوران بارداریم می رفتم اتاق به شکمم روغن بزنم،درو می بستم،شده بود شبایی که همسرم پیشم نیس نوبتی بیان پیشم،یهو می دیدم درو وا کرد اومد تو،هول می شدم یه چیز می کشیدم روم می گف بابا خجالت نکش،بزار من نوه ی گلمو ببینم چه جوریه،یا بعد زایمان درو می بستم شیر بدم یهو میومد تو اتاق،منم تا رومو می کشیدم می گف بابا خجالت نداره

ببین اگه رفتار خوب زیاد داره از دستت نپرون میاد خونتون بگو  مثلا میشه بچه رو نگه داری من به کا ...

قبول دارم اما متاسفانه خیلی این کارو کردم،تا ناراحت شدم اومدم گفتم،ولی اون هییییییچ وقت چیزی بهم نگفته،الآن برا این اشتباهم ناراحتم

بیخیال بابا هر چی حساسیت نشون بدی بدتر میشه خودتو بد می‌کنی میشی آدم بده.. فکر نکنم بتونی رفتارشون ...

یه بار دقیقا این کارو کردم🤣🤣به شوهرم گف یکی دیگه بده،اونم فوری براش کپی کرد داد😏😏😏

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز