من یه شب بستری بودم بیمارستان، یه شربتی میخوردم که اسمش یادم نیس، اون شب بخاطر یه مشکل دوبرابر دوز همیشه خوردم، صبحش مامانم گفت دیشب بلند شدم دیدم داری سرمتو درمیاری، گفتم چی شده، گفتی میخام برم دسشویی، بعد بردمت و اوردمت خودم. ولی من هیچی یادم نبود.
اون شربته خواب آور و آرامبخش بود