اتفاقا چند شب پیش نشسته بودیم سر سفره داشتیم شام میخوردیم یه دفعه تلفن همسرم زنگ خورد بعد شوهرم جواب داد دید همکارشه
بعد همکارش گفت آقای فلانی خوابی که امروز توی اداره امروز برام تعرف کردهی رو دوباره بگو گوشیش رو گذاشته روی بلندگو تا خانمش و پسرش و عروسش بشنون. شوهرمم خوابشو کامل تعریف کرد
حالا جریان خواب چی بود
اول اینکه اصلا اصلا شوهرم زیاد خواب نمیبینه شاید سالی یه بار
چند ساااال پیش شوهرم تو خواب دیده که یه همکاری داره به اسم علی
علی آقا نوه دار میشه نوه اش هم پسره اسمش هم گذاشتن امیر پارسا.حالا اینا همه توی خواب اتفاق افتاده ها
خلاصه همون روزی که شوهرم سرکار بود همکارش همون علی آقا میگه نوه دار شده حالا قراره شب پسرم و عروسش بیان خونمون و تعیین جنسیت کنیم
که شبش زنگ میزنه و میگه هم پسرم و عروسم اینجا هستن و بچه هم پسره حتی اسمشم گذاشتن امیر پارسا