2777
2789
عنوان

خوابی که دیدم

144 بازدید | 23 پست

سلام 

من وقتی خواب میبنم گاهی اوقات همون چیزی که دیدم اتفاق میفته 

چند هفته قبل خواب دیدم با دوتا از اشناهامون رفتیم بیرون یکیشون گفت منو ببرید بیمارستان کار دارم و اونجا فامیلاشون بودن داشتن گریه میکردن بعد شبش مادرش سوخت و از دنیا رفت


چندسال پیش خواب دیدم که بابابزرگ مامانم داره از همه خداحافظی میکنه میگفت باید برم دیگه نمیتونم اینجا بمونم که مامانم صدام زد تو خواب گفت فوت شده بریم اونجا 

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

امروز ظهرم خواب دیدم مادر اقایی که مبلغ زیادی ازش طلب داریم و جواب تلفن نمیده 

تصویری زنگ زدن داشتن به مامانم میگفتن که از دخترات حلالیت بطلب مخصوصا فلانی که من باشم آه اون تو زندگیمونه دامنمونو گرفته 

بعد چندتا خانوم نشون داد که داشتن مثل خانمای عرب که عذاداری میکنن گریه میکردن و انگار یکی فوت شده بود 

منم به مامانم میگفتم بهش بگو حلالت نمیکنیم

به نظر شما تعبیری داره؟

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خواب های شفافه اسمش درموردش خیلی تحقیق کردم ، اگه تو خوابت آگاه هستی یعنی میدونی داری خواب میبینی و کاملا هوشیاری خیلی بد میشه و اتفاقای بدی میفته، خیلیا فکر میکنن این یه موهبته ولی در واقع انقدر خطرناکه که خدایی نکرده ممکنه دیگه از خواب بیدار نشد ، امیدوارم هیچ وقت به آگاهی تو خواب نرسی و سعی کنی بهش فکر نکنی تا کم کم خوابات نرمال شه

سلام عزیزم ، منم همینطورم مخصوصا یه مدت خیلی بیشتر بود ، دیگه داشتم می‌ترسیدم ، هرچی بیشتر پیگیر میش ...

بخدا منم انقد میترسم گاهی اوقات 

چندسال پیش خواب دیدم تو قبرستون بودم دور وایساده بودم یکی بود شبیه سایه یه جارو نشونم داد گفت جای بابات اینجاست از اون موقع تاالان اصلا فراموشش نکردم

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

خواب های شفافه اسمش درموردش خیلی تحقیق کردم ، اگه تو خوابت آگاه هستی یعنی میدونی داری خواب میبینی و ...

مثلا گاهی خواب میبینم اما هوشیارم 

شوهرخاله مامانم فوت شده بود منم خونشون بودم دراز کشیده بودم صداها رو میشنیدما اما نمیدونم‌ چی بود 

شوهرخاله اومد یکی بهش گفت بیا قلیون بکش گفت نمیتونم مریم از من ناراحته من چیزی نگفتم تا اینکه رفته بود به خواب خالم گفته بود از فلانی طلب حلالیت کن من اینجا پام گیره اسم همون طرفم مریم بود

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

ان شا الله که خیره اگه جاداره با خدا معامله کنید و بجای رد مظالم حلالشون کنیدشاید هم گره از کاررشما باز بشه هم اونا براه راست هدایت بشنو پولتونو برگردونن  یا لااقل خدا براتون جبرانش بکنه 

بخدا منم انقد میترسم گاهی اوقات  چندسال پیش خواب دیدم تو قبرستون بودم دور وایساده بودم یکی بود ...

عزیزم مرگ حقیقت تلخیه که نمیشه ازش فرار کرد یا جلوشو گرفت جای این افکار صدقه بده وبد به دلت راه نده وزندکی کن

منم ترس ازدست دادن عزیزامو دارم شبا با ترس میخوابم نمونش امشب که خوابو ازچشمام گرفته

دل بسپار به خدای بزرگ و واهمه نداشته باش

بخدا منم انقد میترسم گاهی اوقات  چندسال پیش خواب دیدم تو قبرستون بودم دور وایساده بودم یکی بود ...

من تموم اتفاقات تلخ زندگیمو تو خواب دیدم ، مکان و جایی که قرار بود دزدیده بشم و دیدم و متاسفانه انقدر اون خوابا تکرار میشد تا درنهایت برام اتفاق میفتاد 😕 و بعدش که اتفاق میفتاد یه خواب جدید می‌دیدم 😕 که خبر از مشکل بعدی میداد 

ان شا الله که خیره اگه جاداره با خدا معامله کنید و بجای رد مظالم حلالشون کنیدشاید هم گره از کاررشما ...

عزیزم

من تا عمر دارم اون اقا رو حلال نمیکنم 

چون رفیق گرمابه گلاستان پدرم بود همیشه پدرم کمکش میکرد چه از لحاظ مالی چه کارهای دیگه 

اما نامردی کرد در حقمون 

اگه بگمم میبخشمش فقط زبونیه از ته دل نیست 

نمیتونم خودمو قانع کنم کسی که انقدر در حق خودم و خانوادم جفا کرده ببخشمش خیلی سخته

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

اتفاقا چند شب پیش نشسته بودیم سر سفره داشتیم شام می‌خوردیم یه دفعه تلفن همسرم زنگ خورد بعد شوهرم  جواب داد دید همکارشه

بعد همکارش گفت آقای فلانی خوابی که امروز توی  اداره امروز برام تعرف کرده‌ی رو دوباره بگو  گوشیش رو گذاشته روی بلندگو تا خانمش و پسرش و عروسش بشنون. شوهرمم خوابشو کامل تعریف کرد

حالا جریان خواب چی بود

اول اینکه اصلا اصلا شوهرم زیاد خواب نمیبینه شاید سالی یه بار 

چند ساااال پیش شوهرم تو خواب دیده که یه همکاری داره به اسم علی 

علی آقا نوه دار میشه نوه اش هم پسره اسمش هم گذاشتن امیر پارسا.حالا اینا همه توی خواب اتفاق افتاده ها

خلاصه همون روزی که شوهرم سرکار بود همکارش همون علی ‌آقا میگه نوه دار شده حالا قراره شب پسرم و عروسش بیان خونمون و تعیین جنسیت کنیم

که شبش زنگ میزنه و میگه هم پسرم و عروسم اینجا هستن و بچه هم پسره حتی اسمشم گذاشتن امیر پارسا

عزیزم مرگ حقیقت تلخیه که نمیشه ازش فرار کرد یا جلوشو گرفت جای این افکار صدقه بده وبد به دلت راه نده ...

من همیشه میگم‌‌ مرگ برای خود طرف شیرینه چون دنیای که ما توش زندگی میکنیم دیگه لذتی نداره اما برای اطرافیان سخته 

صدقه همیشه میدم

اما چند وقتیه که حس‌میکنم خدا فراموشم کرده

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

من تموم اتفاقات تلخ زندگیمو تو خواب دیدم ، مکان و جایی که قرار بود دزدیده بشم و دیدم و متاسفانه انقد ...

نه من در این حد نیستم 

خیلی سخته اینطوری🤦‍♀️

گاهی وقتا تا مدت ها استرس دارم که بعضی خوابا تعبیر بشه

شادی را به گور خواهند برد آنان که رنج را در ما آفریدند 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز