پسر ۴ساله م میخوابه رو بالش خودشو میماله از ۱۰ماهگی این کارو میکنه دیگه خسته شدم تا چشممو دور میبینه شروع میکنه به اون کار کسی تجربه ای راهکاری داره چه دکتری ببرمش چیکار کنم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
هیچیییییی عزیزم. هیچکاری نکن. اصلا به روش نیار و نگو کار بدیه. اون نمیدونه چیکار میکنه غریزی هستفقط سرگرمش کن و انرژیشو تخلیه کن. احتمالا پسرت اضطراب هم داره
بابام تو بغلم جون داد وقتی سرشو تو دستم گرفتم یه خره کشید و تمام ادما دورم جمع شده بودن من جیغ میکشیدم ولی هیچکس کمک ما نکرد بابایی من خیلی جوون بود بردیم بیمارستان تو راه التماس میکردم که برگرده برنگشت دکترا گفتن ایست قلبی کرده 🖤🖤 اونم تو سن چهل سالگی شب عید رفت و من تنها شدم😭🖤
یا هم بهش بگو دیگه بزرگه و میفهمه نکن یعنی چی، بگو پوستت زخم زخمی میشه
هشت سین 🌺 یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند ؟ کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد 🌺 کی بشه که بگم شد 💜 یعنی میشه که بشه ؟ 💜 ششمین سال انتظار 💜 من منتظر تو، تو منتظر چی ؟ بیا دیگه خب 💜 در آستانه چهل سالگی، باز هم انتظار بهتر از اتمام 💜 فلانی جانم، من بدون تو میتونم زندگی کنم، بخندم، شاد باشم، انرژی ببخشم، اما اگر تو باشی، همه اینها رو راحت تر انجام میدم ، همین 💜 ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم، یعقوب پسر دید زلیخا که جوان شد 💜۲۸ تیر، چه دل خونیه ، حالم خراب تر از اونکه بدونیه 💜 اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم 💜چشمات 🧿 آخ چشمات 💜 صبر من رفته دگر بر باد از دل 💜 گر حال زار دلم را بخواهی، با تو چه گویم که بر آن گواهی 💜 نفهمیدی که عشق و جان منی، جان که چه گویم جهان منی، نفهمیدی در دلم چه گذشت، تو قرار دل بیقرار منی💜 تو نباشی منمو چشمای ترم 💜 عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام ، عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام💜 تنها تو انبار کاه، هی میگشتم دنبال نخ سوزنای اشتباه💜 فلانی جان، از امروز بتی که از تو ساختم رو میشکنم، اگر روزی لحظه ای روزگاری دلت برا من تپید و به من پیشنهادی دادی بعد میسازم همه چیزهایی که باید بسازم، عاشقانه هم میسازم اما الان که نیستی و قراری هم نداری با من بهتره که خط بکشم روت 💜 تموم لحظه های این تب تلخ، خدا از حسرت ما باخبر بود، خودش مارو برای هم نمیخواست، خودت دیدی دعامون بی اثر بود 💜 مقاومت میکنم تا زمانی که تو رو ندارم دلنوشته ای ننویسم به یادت فقط اینکه امشب یه جوری ام دلتنگ نیستم فقط یه جوری ام انگار جام زندگیم ترک داره و عمرم داره هدر میره🍀 نه ، نشد که بیخیال شد ، تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد، زندگی درد قشنگیست که جریان دارد 💜
طبیعیه واکنشی نشون نده درضمن اونجور که دکتر هلاکویی گفتن از این کار هیچ ا. ر. ضا. ی ج. نسی رخ نمیده
ما چقدر به سادگی نیاکان خودمان خندیدیم، روزی می آید که آیندگان به خرافات ما خواھند خندید.زندگی کردن نادر ترین اتفاق جهان هستی است،بیشتر مردم فقط وجود دارند،همین...بعضی مواقع باید صدمه ببینی تا چیزی رو درک کنی زمین بخوری تا رشد کنی ببازی تا بدست بیاری چون بزرگترین درس های زندگی از طریق درد یاد داده میشن