2777
2789
عنوان

۲۰ روزه ک جدا شدیم🙂

1380 بازدید | 56 پست

بعد ۶ سال باهم بودن کات کردیم 

امشب ی جور عجیب دلم گرفت خیلی احساس تنهایی کردم 

کاش هیچوقت عاشق نمیشدم ...

بعد جدایی بهش پیام و زنگ زدم اما جواب نداد و بلاک کرد منم دیگه پیگیر نشدم...

هر شب خوابشو میبینم...

شما از تجربیات کاتتون بگید آروم بشیم 

donnadarya@ خیلی دوست دارم مهربون امیدوارم بهترینا مال تو باشه💖😍😘

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شش سال زمان کمی نیس چرا اخه

این قدر نگوییم باید به عقاید هم احترام بگذاریم    آنچه قابل احترام است حقایق است نه عقاید...!!   هیچ عقیده ای محترم ومقدس نیست    زیرا می‌تواند ریشه در جهل وخرافه ودروغ داشته باشد...میتواند گفتمانی از داعش یا شری سازمان یافته باشد...احترام به بسیاری از عقاید می‌تواند توهین آشکار به شعور خودمان باشد...!

لایک کنید

واسه تک‌تک لحظه‌هایی که میتونستی مثل خودشون جواب بدی،دل بشکنی و بهشون بدی کنی، ولی نکردی،به خودت افتخار کن بقیه فکر کردن سکوت کردی چون جوابی نداشتی،اما تو سکوت کردی چون نمیتونی مثل اون آدما باشی بحث، بحثِ اصالت و ریشه‌ست🌱

منم امشب به کسی که عاشقش بودم گفتم دوست ندارم فقط برای اثبات خودم و دارم نابود میشم

خدایا من و او را بی هم مبین و بی هم مخواه =)))گوردوم وورولدوم))از هرکسی که این امضا رو میخونه یه خواهش دارم>>>>>>میشه به خدا بگی صلاحشو بزار تو آرزو هاش این دختر از بس سختی کشید و نرسید و همه گفتن صلاحته خسته اس .....

من بعد از دوازده سال از شوهرم جدا شم، خوشحال هم میشم، 

حس تنهایی عادیه، بعدا خوب میشه

 احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند  استالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی می‌افتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانه‌های گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود می‌کشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب می‌کرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده می‌کنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من می‌آید  احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند!

چارساال باهاش بودم اخر سر رفت عاشق یکی دیگ شد اونو گرفت خیلی ازش میگذره ولی هنوزم ک هنوزه دلم براش تنگ میشه هنوزم یاد خاطراتمون ک میوفتم چشام پر اشک میشه حسرت اینک کنارش زندگی کنم موند تو دلم حالا کنار یکی دیگ زندگی میکنه😔

شش سال زمان کمی نیس چرا اخه

دوشهر مختلف بودیم

دیگه خسته شدم بی اهمیت بود

هیچ کاری برای خوشحالیم نمیکرد 

تمام بدبختیاشو میاورد واسه من 

donnadarya@ خیلی دوست دارم مهربون امیدوارم بهترینا مال تو باشه💖😍😘
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108