من مشهد بودم تصمیم گرفتم با دوست پسرم برم تو رابطه قبلش رفتم حرم و گفتم اگع ب صلاح نیسو قراره تهش جدایی باشه و اذیت شم یجوری این رابطه جور نشه و مهرش از دلم (اون موقع هنوز دوسش نداشتم و فقط خوشم اومده بود قرار بود یه مدت باهم باشیم اگه خوشمون اومد ادامه بدیم) از اون موقع ۹ ماه میگذره بار ها ب مو رسید ولی پارع نشد
ربطی نداره یادمه تازه ازش خوشم امده بود رفتم حرم گفتم امام رضا اگه به صلاحمه روز به روز بیشتر عاشقش یشم و اگه به صلاحم نیست از من دورش کن سه سال مردم و زنده شدم براش الان زن داره منم مجردم