من قبلن جن داشتم کلی رفتم پیش روانشناس دعانویس ولی بازم مشکلم حل نشد تا بعد چندسال ازارو اذیت رفتیم زیارت امام رضا مامانم ازش خواست کمکم کنه.... رفیقم ب طور اتفاقی یه دعانویس خوب روبهون معرفی کرد رفتیم پیشش واسن احظار انجام داد اوضاعم خیلی خوب شد
ولی چن شب پیش توهتل کشهد سرم رو بالشت بود همه خواب بودن جز من
یه دفعه یکی پامومحکم کشید جوری که سرم کلی از بالشت فاصله گرفت تنم اومد اخرای تخت
ترسیدم فکرکردم مامانمع خواستم پرخاش کنم که چرااین کارومیکنی دیدم مامانم خوابه
خیلی ترسیدم خیلی بعد از اون شب همش انواع کابوسارو به پشت هم میبینم