2777
2789
عنوان

كم خون شدم؟

56 بازدید | 3 پست

سرگیجه گرفتم پریروز دندون کشیدم یه چند ساعنی همینجور خون میرفت 

پریود بودم ک کشیدم 


روز بعدش یهو سرگیجه گرفتم توان وایستادن نداشتم 

الانم بلند شدم سرم سنگین دنیا داره دور سرم میچرخه بلند شم افتادم  دیک سرمو میچرخونمم سرم دور میره 

انگاری یع نفر هولت بده میوفتی اینم همینجور  یه ذره هم حالت تهوع گرفتم نمیدونم مادرمم میگه رنگ صورتم زرد شده 

اثر کم خونیه؟ 

میترسم بلند شم از جام جدی میوفتم 

تورو به امام اینقد تیکه نپرونید بخاطر اسم مستعار اون موقع حالم خوب نبود اینو گذاشتم

قرص اهن شاید خوب باشه برات

شجاعت نترسیدن نیست، بلکه این است که با وجود تمامی ترس‌ها، همچنان به دنبال تحقق رویاهای خود باشیم. ماهی سیاه کوچولو از سقا می‌ترسید، اما اجازه نداد این ترس از سرعت حرکتش بکاهد...

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ببین کم‌خونی داری درست ، قرص آهن و حبوبات و جیگر مصرف کن. اماااا جدا از همه‌ی این‌ها روحیه‌ت خیلی مهمه. دور از جونت فک کن جونت در خطره !☺️ اون‌موقع درد دندون و خونریزی در درجه‌ی دوم اهمیت قرار می‌گیره!

پاشو بگو یا علی ، نترس هیچیت نمیشه! یه بسم‌الله الرحمن الرحیم بگو ، اسم خدارو بیار و از خدا بخواه بهت نیرو بده. تو می‌تونی ، چیزی نشده که! یه دونه دندون کشیدی! 

چند سال قبل موقع تمرین گذشتن از موانع وقتی می‌خواستم از یه ساختمون مخروبه پایین بپرم یه میلگرد که بیرون زده بود رفت تو بازوی چپم . طوری که مثل لباس رو چوب رختی آویزون شده بودم با این تفاوت که میلگرده تو بازوم بود و رگ و ماهیچه‌های بازومو جر داده بود ، میلگرده اونقدر بلند نبود که بخاطر وزنم خم شه ، شاید ۱۷ ، ۱۸ سانت ازش بیرون بود که ده سانتش رفته بود تو بازوم. خون از سمت چپ بدنم راه افتاده بود و کفش چپم پر خون بود. کسی ام نبود کمکم کنه به هر دردسری بود دست راستمو گرفتم به یه تیکه از دیوار و خودمو بالا کشیدم و میلگرده از تو دستم در اومد.

اینقدر خون ازم رفته بود که نمی‌تونستم سر پا بمونم. تازه یکی از دوستام رسید و وقتی لباس منو پره خون دید زهره ترک شد. من دیگه بقیه‌شو نیمه هشیار بودم. تا اینکه ده دوازده تا بخیه زدن تو بازوم و کم‌کم حالم خوب شد!

منظورم اینه اون حد ازم خون رفت و نمردم ☺️. خودتو نباز. بگو چیزی نیست. ایمان داشته باش که چیزی نیست. حالت انشاالله خوب میشه!

یه پسر مهربون انشالله ☺️! جون مادرت گزارش نزن! آخه نه حقتو خوردم ! نه مال‌تو بردم! انشالله مرض نداری که ؟!☺️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792