منم دوماه قبل عید با داداشم دعوا کردم مامانم زودتر دست پیش گرفت قهر کرد سه ماه بااینکه ز میزدم جواب نداد چقققد حرص خوردم شبا ک با من قهره بعد آشتی کردیم دوماهه باز تا بهش ز میزنم هی در مورد داداشم حرف میزنه منم اعصابم نکشید قطع کردم دیدم مادر من براش عروس عزیزتر از دختره حتتتتی اگه حق با دختر باشه یجورایی ذلیل پسر با عروس هستن منم کلا قهر کردم گفتم با عروسش تنهاش بزارم دیگه ام نه ز میزنم نه چیزی وقتی من براش مهم نیستم چرا هی دستو پا بزنم ک من خوبیتو میخوام