2789
عنوان

تاپینگ

122 بازدید | 6 پست

سلام مشاورین نی نی سایت منو راهنمایی کنید تروخدا ضربه دیدم🙃دو سال عاشق کسی بودم ۹ ماه هم نامزد بودم با چه سختی بهم رسیدیم بابام مخالف بود شدید گریه میکردم خیلی همو دوست داشتیم حرفای دلمو می‌خوام بزنم راهنمایی کنید واقعا بتونم فراموش کنم روزام سخت میگذره.

بحث و دعوا زیاد داشتیم البته مقصر خودم بودم همش ولی اونم کوتاه نمیومد همیشه من باید میرفتم اینقدر گریه میکردم ببخشید اینا ولی نمی‌فهمید اینقدر خاطره داریم موقعی پیش هم بودیم بدون دعوا کلی من میخندوند بعد کم کم فهمیدم فرهنگمون بهم نمیخوره چون اون هرچی باشه روستا به دنیا اومده سطح فرهنگ فرق می‌کنه خانوادش هم رو مخ بودن از اینایی بودن که همیشه میان پلاس میشن پسره خانواده دوست بود مامانش چیزی نمیگف به پسرش ولی دخالت میکردن کلا دوبار رفتیم روستا خوشم نیومد میگفتم واقعا لیاقت من در همین حده الان که دارم میبینم ۹۹ درصد مردا متاهل هم هستن خیانت میکنن ولی اون اینجور آدمی نبود هرجا می‌رفت میگف یا خودم همش در ارتباط بودم باهاش رو راست بود بام من از این پشیمونم که نکنه یکی بیاد خیانت کنه/: نکنه با کوچیک ترین بحث بره ول کنه نکنه واقعا از ته دل دوسم نداشته باشه عاشقم نباشه اون بخاطرم گریه میکرد روز آخر که تموم شد طفلک دیونه شد ولی از لج من رف نامزدی کرد شنیدم کلی بهم ریختم دست تو دست هم چطور واقعا بعد من جایگزین پیدا کرد فکر میکردم از دختر زده شه/:

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



عزیزم به نظرم توضرر کردی شماشاید دیگه مثل این پسر عاشق پیدا نکنی ،خب چه ربطی به روستا وشهرداره بعدا متوجه میشی که هرجا دل خوشه اونجا بهشته 

تاریخ رامردان پرهیاهومینویسندوبدون اینکه بدانند،قهرمان داستان هایشان زاده چه کسانی بوده اند👸

عزیزم به نظرم توضرر کردی شماشاید دیگه مثل این پسر عاشق پیدا نکنی ،خب چه ربطی به روستا وشهرداره بعدا ...

آخه عزیزم موقع بحث و دعوا چی اینقدر گریه میکردم بخدا سمتش میرفتم عین خیالش نبود شده میگفتم تموم کنیم می‌گفت باشه خالش میومد اشتیمون میداد دعوایی که موقع نامزدی اینقدر زیاد باشه بعد فامیل ها هم بدونن بخدا ارزش نداره بعد این پسر اسنپ کار میکرد درست ولی اصلا پس انداز نمیکرد بلد نبود چطور به فکر آینده باشه درسته از صفر بود ولی میتونست کار دیگه ای بره هی میگف بعد عقد چی کار خوب پیدا میکنم کسی همون خاستگاری هم میاد خودش تعقییر میده خانوادش هم موزین موقع خودش باشه پرش میکنن جلو من نه ینی هر جا می‌رفتیم مامانش زنگ میزد خالش زنگ میزدن مامانش می‌گفت چرا رفته تهران پیش تو قرار بود چند روز دیگ بیایم کلا میگم اونام دخالت میکردن نیشی میزدن بلاخره پسره هم میگف زمین بابات داره بهت نمی‌ده من باغ دارم نمی‌دونم کل جهیزیه بابات بخره بابات کمک خونه کنه منو بخاطر اینا میخواست یا خودم؟ بخدا قسم کادو برام نمیخرید خوشحالم کنه خودم باید میگفتم بریم بیرون خودم میگفتم خوراکی چی بخر نخر دارم بهت میگم تنها خوبی که داشت دوسم داشت و وابسته و خیانت کار اصلا نبود/: وگرنه کلی چیزای بد هم داشت میگف باید حرف حرف اون باشه همیشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792