حیاطمون مشترکه و شوهرم شب کاره.تازه شوهرم از سرکار اومده بود صبحانه رو واسش آماده کردم گفتم من دیگه میخوابم(هردو تو سالن بودیم).
یادمون رفته بود دررو قفل کنیم یهو دیدم مادرشوهرم گفت یاالله و اومد داخل، داشتم آتیش میگرفتم چون بهش گفته بودم که صبحای زود نیا لطفا. اومده بود میگفت بیا برا من حساب کتابامو بنویس گفتم مگه کله پاچه ایه که ساعت۷اومدی بنده خدا من میخوام بخوابم گفت خب بخواب من چکارت دارم گفتم ساعت ۷برداشتی اومدی بعد میگی خب بخواب من چکارت دارم...
من نمیدونم با این زن چکار کنم که یکم رعایت حالمو بکنه؟؟!