انگار داییم برای اولین بار میره خونه دوستش
اونا خیلی سطح بالاتر از ما بودن
از قضا اون روز تولد پسر صاحبخونه هم بوده داییم نمیدونسته
داییم میگه :پیش دستی آوردن با چنگال ( نگو چنگال و برای کیکی که بعدا میخوان بیارن آورده بودن)
بعد انگور آوردن گرفتن
منم میگم خدایا چنگال برای چیه؟ نکنه اینجا با کلاسن با چنگال انگور میخورن؟
میگه انگور و دونه کردم چنگال و میزدم بهش انگور سر میخورد یه بار محکم زدم انگور پرت شد بالاخره موفق شدم یکیش و بزنم به چنگال
که دیدم کیک و آوردن🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
فهمیدم برای اونه