این قضیه مال چند سال اخیر هستش
یه امتحان مهمی داشتیم منو انداخته بودن با یه اکیپی که از من بدشون میومد حالا با این چیزا کار ندارم
معلم رفت سیو پنج دقیقه بیرون و همه شروع کردن تقلب کردن
فقط من تقلب نکردم ( با اینکه خوب نخونده بودم و با یه چشم خون و اشک درس خوندم ) آزمون سختی هم بود رشته ای که توش درس میخونمم رشته سختی هستش
بعد معلم رفته بود از دوربین بچه هارو نگاه کرده بود
وقتی اومد داخل کلاس اونم سر میزم یه بیست بزرگ نوشت روی برگم ....
خواستم بگم تخم مرغ درد دیروز شتر دزد امروزه زیر بناتونو درست بسازین حتی کوچیک ترین اشکالات هم یک ساختمون قوی و محکم رو میریزه ..
_t