من دارم درس میخونم تو دانشگاه و مشغولم
به دنبالِ اپلای و ارتقا هستم دنبال بزرگ شدنم
ولی مامانم راست میره چپ میاد،میگه چرا فلان رشته رو که من گفتمو نرفتی؟؟
حق نداری اپلای کنی مهاجرت کنی!
گیر میده ازدواج سنتی کن،با کسی که یه خونه از خودش حتی نداره!!!!!
من چطوری میتونم طرفو ۲روزم نیس که دیدم برم عقدش شم؟؟ شما بهم بگین واقعا میشه؟؟؟
من باید چکار کنم؟اصلا نمیپرسه که شاید من اصلا با کسی تو رابطه ایم شاید من خودم کسیو واسه ازدواج تو نظرم دارم،یا اصلا قصد دارم یا نه؟؟؟؟
من دیگه کم آوردم،من دیگه وقتی حرف میزنم وسطای جمله ام بغض میکنم چشام پر میشه از خون و اشک
از اینکه نمیتونم واسه زندگیم یه تصمیم بگیرم
خواهش میکنم یکی بیاد بگه من چکار کنم؟
من از بس بغض کردم این چند روزه صدام دیگه در نمیاد
دیگه اعصابم نمیکشه
به من میگن به کم قانع باش!!!وقتی من میتونم رشد کنم!
سخت نیست؟