همشو همینجا میگم توی پست اول
حالم خیلی بده. این حرفا روی قلبم سنگینی میکنه. دارم میمیرم از درد و افسردگی.
میگم که سبک شم💔😔
بچه بودم بابام سر هرچیز کوچیکی کتکم میزد . موهامو میگرفت میکشید. فکر میکردم من زشتم بابام دوستم نداره آبجیم خوشگله اونو دوست داره. از قیافم متنفر بودم. همیشه به خاطر خواهرم منو کتک میزد. از خودم متنفر بودم. بارها شده بود مادرم به خاطر من کتک میخورد. دلم نمیخواست مادرم کتک بخوره
نوجوان شدم سنی نداشتم عاشق پسر فامیل شدم. تا فهمید عاشقش شدم ازم کلی سواستفاده کرد. احساسم رو داغون کرد. همون موقع ها افسردگی گرفتم .غروب که میشد حالم بد میشد. افت تحصیلی و....
من فقط به یه ذره محبت احتیاج داشتم . همین!
داغون شدم.شکستم. ولی دلم نمیخواست مامانم اشکم رو ببینه
هرچند وقت و بی وقت گریه میکردم....
رفتم دانشگاه واسه فرار از عشق قبلی عاشق یه پسر دیگه شدم. اوایل خیلی دوستم داشت. ولی داغونم کرد. ۴ سال درگیر عشق یه طرفه بودم. وقتی قشنگ مطمئن شد که عاشقش شدم.
بهم خیانت کرد. همه کار کرد. حتی منو با عشق قبلیش مقایسه میکرد و میگفت تو هیچ وقت نمیتونی جای اون رو برام بگیری، یه دیوونه ی به تمام معنا بود . ولی من نمیتونستم بذارمش کنار چون از بچگی دنبال گدایی محبت بودم
چون انقدر قوی نبوذم که کسی رو بذارم کنار
مردم تا فراموشش کردم
ازدواج کردم. فکر کردم خدا دیگه بهم نظر کرد. دیگه زندگیم خوب شد. حالا شوهرم منو نمیخواد🙂💔
تغییر کرده. عجیب شده. ولی من هنوزم دوستش دارم
از این همه بدبختی خسته شدم
آخه من چه گناهی کردم؟ چرا هیچکی منو نخواست
تقاص کدوم گناهمو میدم از بچگی تا حالا؟!
حالا هم مراسم ازدواج همون آدمیه که توی نوجوانی عاشقش شدم و هر طور تونست منو بازی داد. به دختر بچه رو بازی داد ولی الان خوشبخته. اون که بدبخته منم.
توی تمام این مدت از یاد خدا غافل نشدم. نماز خوندم و...
کلی دعا کردم
کلی قرآن خوندم
ولی آخه تا کی سختی و بدختی؟
از روزی که یادمه وضع من همینه
مگه یه دختر چقدر تحمل داره؟ من هنوزم همون دختر بچه بی گناهم که از باباش کتک میخورد
هنوزم همونقدر ضعیفم
حتی ضعیف تر شدم
احساس میکنم افسردگی شدید گرفتم
نمیتونم برای خودم کاری بکنم
دیگه خستم. فقط دلم میخواد بمیرم
نگید آدم بدون عشق میتونه زندگی کنه، این برای آدم های قویه، نه من که از بچگی زدن تو سرم
از بچگی محبت یه مرد رو تجربه نکردم
تنها فردی که توی زندگی واقعا دوستن داشت مادرم بود
که همیشه شرمنده شم
نمیتونم خوشحالش کنم
با ناراحتیم ناراحتش میکنم