منم این مشکل رو با پسرم دارم....
امروز صبح من رفتم دستشویی زنگ زده به بابام که بیا با ماشین منو ببر خونه تون.
آخر های صبحانه دیدم تلفن زنگ خورده جواب داده میگه دارم میام.
بعد رو کرده به من، میگه مامان من دارم میرم باباحاجی اومده دنبالم.
زنگ زدم به پدرم میگه خودش زنگ زد بیا دنبالم منم اومدم.
البته قرار بود ناهار بریم اما دیرتر میخواستیم بریم
خلاصه پسرم رفت منم کارهامو انجام دادم و بعد رفتم
در این حد خودسر شده نیم وجبی