2777
2789
خوب من اون موقعها خیلی نماز و اینا میخوندم به نیت ازدواج ولی ربطی بنماز نداشت همینجوری میدیدم

منم یه دوره ب قرآن رو آوردم و به قصد نیست ازدواج یه دوبار یه پسر بور چشم رنگی تپل دیدم که واقعیت نمی‌شناسمش 

من دقیقا یک ماه قبل عروسی هر شب خواب می دیدم که عروس شدم البته دامادی نمی دیدم فقط لباس عروس اما تو یکی از شب ها تو خواب دامادو دیدیم هنوز چهره تو ذهنم هست بعد خواب خیلی شیرین بود خیلی می گفتیم و می خندیدیم و دفتر عقد رو با شوخی و خنده امضا زدیم

فرداش زنگ زدن واسه خواستگاری معرف داشتن و ما نمی شناختیم خانواده م اصلا اجازه ندادن که بیان 

چند شب بعد باز خواب خواستگاری دیدم و داماد رو دیدم این دفعه چهره ی شوهر خودم بود با اینکه هیچ وقت ندیده بودمش این خواب اصلا قشنگ نبود همه چی خشک و جدی بود و هیچ کدوم خوش حال نبودیم دو سه روز بعد شوهرم اومد خواستگاری و من دیدم که همون هست که تو خواب دیدم

ولی الان که هزار تا مشکل داریم همیشه فک می کنم اگر به اون خواستگاره جواب می دادم زندگیم مثل خوابم شیرین بود

و فک می کنم خودم دو تا انتخاب بد و خوب داشتم و بد رو انتخاب کردم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز