پسرعموی رفیقمو دوست داشتم بله رفتیم بیرون همه چی خوب بود
تا اینکه بهش گفتم من با دختر عموت دوستم اسمش ... بعد همه چی خوب بود و اونم گفت چقدر خوب بفهمع خوشحال میشه باهمیم یه مدت خبری ازش نبود حدودا سه ماه هرچی زنگ پیام غیبش زد تا اینکه دوستمو دیدم و میدونست رابطه منو با اونو بهم گفت آره میدونم با همید تو دوستمی و دوست دارمو و اینا
گفتم پسر عموت کجاست گفت گوشیش خرابه گذشت بعد یک ماه خطشو روشن کرد زنگ زدم جواب نداد رفتم اینستا دیدم دوستم نوشته عروسیت مبارک داد شی و دادش گلم و ز ندادش گلم چشم حسودت کور بالاخره عشق واقعی و پیدا کردی بعد تبریک گفتم با تعجب و بعد دوستم خوند انفالوم کرد
حالا امروز بعد دو هفته دوستم پیام داده میای بریم بیرون ببینمت منو تو دوستیم نمیدونم یهو چیشد حالم بده بچه ها دوستم میدونست رفته خواستگاری بهم هیچی نگفت هیچی