2777
عنوان

جاری بی فرهنگ

5465 بازدید | 47 پست

سلام 

بچه ها من یه جاری دارم ک بزرگترین جاریه و خیلی هم پولدارن و.‌‌..ولی عمرا باکلاس نیس 

توی هیچ کردوم از مراسمات من نبوده و همیشه گفتن مشهده چون اونجام خونه دارن ودخترش اونجاس 

فقط شب یلدایی اومده مهمونی خونه ما اونم جشن همگانی بود که همه ش بی تفاوت اینور اونور نگاه میکرد انگار ک من حوصله م سر رفته 

اول عید یه بار باغشون دعوت بودیم از طرف خواهرشوهر ولی محلش اونجا بودتنها شدیم منم روم نشد ساکت باشم گفتم هنوز شکوفه ها درنیومده ک 

گف شما ک همیشه هستین ماشاا... شکوفه هارم میبینید 

حالا بعد ازدواجم همه ما رو پاگشا کردن جز اونا و فقط افطار رستوران دعوتمون کردن 

اخیرا پدربزرگم فوت شد همه خانواده شوهرم اومدن جز اون و چند پیش خونه خواهر شوهرم اومد و نه به کسی محترمانه سلام کرد ک نه تسلیتی گفت و تا آخر با کسی حرف نزد جز مادرشوهرم 

حالا با همه اینا برادرشوهرم خیلی محترمه خیلی احترام میذاره و برای تسلیت اومد خونه مون و هیچ بدی ازش ندیدم تو این یک سال 

همه خانواده شوهرم به این خانم چیزی نمیگن و هرچی میشه میگن بخاطر داداشمون میریم و ...

حالا بازم امسال مارو واسه افطار دعوت  کردن به شوهرم گفتم نمیام مخالفتی نکرد ولی گف اصرار نمیکنم ، تو هم برای حضور تو مجلسی بهم اصرار نکن ازین ببعد 

حالا مامانم میگه برو و بهش بی محلی کن مث خودش 

نظر شما چیه ؟ راضی میشید شوهرتون تنها بره ؟ یا خودتونم میرید ؟

مامانت درست ميگه برو و مثل خودش رفتار كن

پناه میبرم به خدا از عـیبی که «امروز» در خود می بینم، و «دیروز»؛ دیگران را به خاطر هـمان عیـب؛ ملامت کرده ام ... محتاط باشیم؛ در «سرزنش»؛ و «قضاوت کردن دیگران». وقتی؛ نه از «دیروز او» خبر داریم؛ نه از «فردای خودمان» ... 💕

با همسرت بررررررررررو 


بیخیال اون طرف باش بابا


انگار اصلا وجود نداره


اونم اخلاقش همینه و همه میشناسنش

زشتی بندگانش را میداند ، اما می پوشاند ؛ آگاه است ، اما پنهان میکند ؛ نافرمانی میشود ، اما با بزرگواری می بخشد .

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من اگه جای شما بودم و همسرم نظرش به رفتن بود قطعا میرفتم در صورتی بیخیال رفتن میشدم که همسرمم نره اونجا 

دلیلی نداره تنها برن ایشون یا با هم برین یا هیچکدوم 

اسمان فرصت پرواز بلندیست ولی...قصه این است چه اندازه کبوتر باشی....

برو با خانواده شوهرت گرم بگیر یه سلام خشک و خالی بهش بکن و اتو دست شوهرت نده پس فردا یه جا از خانواده خودت می خوای بری بهانه درمیاره که انروز با من نیومدی من هم نمیام

هیچ وقت هیچ انسانی را تا مقام خدایی ارتقاء ندهید . لعنتی می رود ازآن بالا عذاب نازل میکندبدتر از عذاب الهی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827