2777
2789
عنوان

ماجرای طلاقم

340 بازدید | 13 پست

ماجرا از اینجا شروع شد که سر یه موضوعاتی واقعا دیگه کششم تموم شد و عمیقا از ته دل خواستار جدایی شدم اونم گفت بریم توافقی ..خیلی ریلکس و عادی ..گفت مهرتم میدم یه مقدارشم قسطی میدم بچه هم با خودت باشه خرجیشو میدم..گفتم اوکی ..جلسه اول رو خیلی قرص و محکم اومد شرکت کردیم جلسه دوم رو افتاد به پام گفت نریم..ولی من قبول نکردم و دیدم خیلی اصرار به نرفتن داره کفتم بریم شاید مشاورش به درد بخوره ..بعدش راضی شد اومد ..توی  خونه باهم بودیم هنوز ..ولی رفتارای ضد نقیض زیاد داشت از یه طرف میفتاد به پام که طلاق نگیریم از طرف دیکه توی جلسات مشاوره هیچ تقلایی نمیکرد تا جایی که مشاور برگشت بهم کفت این اصلا عین خیالش نیس هرچی میگم و تلاشی نمیبینم ازش و طبق تستی که گرفتم هم هوش هیجانیش بسیار پایینه نمیتونی خیلی ازش انتظار  عالی داشته باشی ..از طرف دیگه هر روز به دامادامون زنگ میزد بهشون التماس میکرد میگفت زنمو راضی کنید ولی بازم هرچی بهش میگفتن هر راهکاری میگفتن انجام نمیداد حتی کوچیکترینش رو ..به خودمم زیاد زنگ میزد پیام میداد میکفت بدون تو نمیتونم زندگی کنم دارم میمیرم و این صحبتا .

خب

همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶      یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یکی از شرطهای من این بود که یا کارشو از باباش جدا بکنه (باباش یه ابلیسه در قالب انسان)یا حداقل حق و حقوقشو بگیره ازش ولی شوهرم قبول نمیکرد میکفت بهم زمان بده(الکی میکفت همیشه میگه زمان ولی هیچ کار نمیکنه)میگفت بابام ناراحت میشه و نمیتونم و فلان...منم میکفتم زندگیت بپاشه بچت بی پدر بمونه خوبه؟ مگه چی ازش میخوای؟ اون خودش باید بفهمه پسرش چند ساله ازدواج کرده و باید حق الزحمشو بهش بده ..یه بار رفته بود باهاشون دعوا هم کرده بود اونام ترسیده بودن حسابی ..دو سه ماه به همین شکل گذشت و یه بار به داییم خیلی اصرار کرد منو راضی بکنه داییم هم بنده خدا میدونست من پشتوانه و دلگرمی میخوام گفت پول پیشو بزن به اسمش حداقل یه سفته هم بهش بده اصلا خودم امضا میکنم نفهمه.:فقط یکم دلگرم بشه که تو بخاطرش همه کار میکنی و دوسش داری

یکی از شرطهای من این بود که یا کارشو از باباش جدا بکنه (باباش یه ابلیسه در قالب انسان)یا حداقل حق و ...

وای من چقدر حرص خوردم سر این کار مشترک شوهرم و باباش و ندادن حقش

که خداروشکر امسال خودش دعواشون شد اومد بیرون الانم صد میلیون طلب داره یه قرونش نمیدن

همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶      یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️

از قضا همون موقعا بود که رفت پیش خانوادش یعنی من خواستم که بره..چون چندین شب بود خونه نمیومد منم گفتم برو هرجا که بودی همونجا بمون و دعوامون شد ..اونم رفت خونه پدرش ..پدرشم از خدا بیخبره ..یه وکیل به اسم مشاور خانواده انداخت به جون شوهرم ..حسابی از هر طرف شست شو مغزیش دادن..یارو به اسم مشاور با تحربه ای که می‌خواد بهمون کمک بکنه زندگیمون درست بشه به منم زنگ زد و کلی چرت و پرت بارم کرد تحریکم کرد منم زنگ زدم شوهرم گفتم بار آخرش باشه بهم زنگ میزنه اعصابمو خورد میکنه .شوهرمم خیلی اخلاقش بد شده بود و عصبی شد فک میکرد دروغ میگم و بهانه میارم.. دیکه از همونجا کلا کات کرد همه چیو ..انقد سرد و بی تفاوت شده که هیچی براش مهم نیس ..کفش آهنی پوشیده افتاده جلو حق و حقوقمو نده.درخواست طلاق نداده برا طلاق توافقی هم نیومد . با اینکه خودش خونه رو ترک کرده رفته برا من عدم تمکین زده ..یا مثلا تهدیدم میکنه اکه خونه رو تخلیه نکنی شکایت میکنم ازت!!! داره فشار میاره بهم از خونه برم تا عدم تمکین بگیره برام .. خرجی بهمون نمیده دیکه !! کلا خیلی نامرد شده 

از اول باید فکر اینجا رو میکردی عزیز، واقعا مقصر بودی، همسر منم با پدرش کار میکنه منم حرص میخورم اما گاهی به اشاره میکنم که فکر اینده ات باش، ما روز اول دیدیم که کار همسرمون چطوریه،الان بعد از بچه و چندسال زندگی حرفی نمی مونه

از قضا همون موقعا بود که رفت پیش خانوادش یعنی من خواستم که بره..چون چندین شب بود خونه نمیومد منم گفت ...

تو هم برو شکایت نفقه و فلان کن بگو خونه رو ترک کرده خرجی هم بهمون نمیده

همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶      یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️
از اول باید فکر اینجا رو میکردی عزیز، واقعا مقصر بودی، همسر منم با پدرش کار میکنه منم حرص میخورم اما ...

نه متاسفانه ...به من روز اول چیز دیکه گفتن و‌کلا چیزای دیکه نشون دادن..حتی قبل از اینکه بچه دار بشیم یه قول و قرارهایی باهم گذاشتیم که زد زیر همشون..

یعنی همه این چیزا دلیل میشه یهو حتی از بچشم دل بکنه ..چجور میشه یه شبه اون همه دوس داشتنی که ادعا میکرد فراموشش بشه تبدیل به سنگ بشه

شما هم در این ماجرا کم مقصر نیستی یعنی دستی دستی زندگیتون بردی لبه پرتگاه

فک نمیکردم بجا اینکه عشقشو بهم ثابت بکنه برعکسشو می‌خواد انجام بده ..اخه همیشه جوری رفتار و عمل میکرد که بهش شک داشتم ...ازش خواستم یه جوری نشونم بده ولی اون مقاومت کرد و دقیقا برعکس چیزی که میخواستم انجام داد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ساجدت  |  19 دقیقه پیش
توسط   xenomorph  |  19 دقیقه پیش