سلام،دختر من وخواهرشوهرم 6 ماه باهم فاصله دارن،پدرشوهرم خیلی تابلو بچه خواهرشوهرم ک اسمش یگانس و بیش تر دوس داره،مثلا ی باریگانه دست دخترم وگازگرفته بود پدرشوهرم گف این کاراچیه ک دستتون و میکنین دهن هم اگه دندونش میشکست چی!یادخترم همش میخواد خودشو شیرین کنه واسه پدرشوهرم هی میرا دور و ورش و...ولی اون زیاد محل نمیده وهمشم ازدخترخواهرشوهرم تعریف میکنه،دختر من نزدیک ۲ سالشع اونم 6 ماه کوچیک تر-دیشبم توگروه خونواده شوهرم پسرخاله شوهرم گف مایگانه روبیش تردوس داریم منم گفتم اصلا واسم مهم نیس و لفت دادم ازگروه،ولی انقد ناراحت شدم م گریم گرف و هنوزم عمیقاناراحتم،ب نظرتون چیکارکنم چطوری خودم واروم کنم و واسم مهم نباشه،درضمن دختر مگ از لحاظ ادب و تیپ ازاون بهتره فقط اون سفید و چش رنگیه دختر من سبزه😔
ببخشیدا ولی خونواده شوهرت خیلی بی شعور و نادون تشریف دارن.هر بچه یه قیافه ای داره .بچه ها به قدری چهره معصومی دارن که آدم نمیتونه به یکیش بگه بده.اینا چه مدل آدمایی هستن