همسایمون مارو دعوت کردن (من. مادرم.داداشم) من به مادرم گفتم نمیام گفت بیا زشته گفتم باشه شما برین
داداشم ۲۳ سالشه
حالا همسایمون پسرش همسن های داداشمه بحساب دوستشم اومده بود بعد آماده شدم زنگ زدم مادرم گفتم بیام؟؟؟
گفت دوست امید اینجاس این حرفا یجوری داشت میرسوند نیا (کلا جمعمون بد نمیدونیم اینجور چیزا )
به مادرم گفتم چرا زودتر م.فتی آماده نشم گفت آره دشتم به اشپزی بند بود
خیلی بدلم اومد خدافظی کردم قط کردم خیلی زشته واقعا
یعنی انقد من سبکم؟؟؟
نظرتون چیه؟
من کاری به پسراشون ندارم به این رفتاری که شده دارم
دیگه باهاشون جایی نرم؟
حس میکنم قشنگ خورد شدم