از شام چهارشنبه شروع میکنه ب شام پختن و ب همه میگه بریم اونجا بعد پنج شنبه نهار و شام و جمعه هم همینطور من اصلا اونجا کار نمیکنم خیلی هم احترام میزاره فقط میگه بیایین نمیریم ناراحت میشه و ....چایییراه ب راه و میوه و ...ولی چون ی رفتارایی داره خوشم نمیاد برم مثلا میخوایم بیاییم خونه ما رو تا دم در حیاط بدرقه میکنه اما خواهر شوهرام رو تا دم در کوچه و سوار ماشین بشن و انقدر زرنگه قیافه اش رو برای دامادا مثل پیشی ملوس و ناراحت میکنه و بهشون دست تکون میده
تو سر سفره خیلی احترام میزاره بهمون و غذا هم میده میاریم اما مثلا میره زیارت برای دختراش و بچه های اونا سوغاتی بهتر میاره حالا بیایین بگین من چیکار کردم