یه گوشت در باشه یکیش دروازه
بنا باشه به حرف مادرشوهرم و تبعیض هاش زندگی کنم الان باید یا تیمارستان باشم یا قبرستون
برای جاریام خونه و ماشین گرفت
از نظر مالی ساپورتشون مبکنه
نه در اندازه های کم ها مثلا در حد دویست سیصد میلیونمیده بهشون
بعد ما هیچما نگاه
برای ما دلیل اینکاراش اینکه
جاریام وشوهراشون عاشق هم نبستند حتی خیلیم از هم خوششون نمیاد
فقط من و شوهرم همدیگه رو دوست داریم
پس له نظر مشاور مادرشوهرم چون در زندگبش عشقی نداشته متاسفانه
من رو به دید هوو میبینه و نمیتونه تحمل کنه رابطه ای که رویاش بوده رو من داشته باشم
خدا هدایتشون کنه
شوهر من بهترین پسرشونه
به شهر رو اسمش قسم میخورند
چه مبشه کرد ؟
عوضش خدا از جای دیگع برای ما داره جبران میکنه
بیخیالشون شاید دلیل مادرشوهر شما هم حسادت هست