2777
2789
عنوان

سوال

274 بازدید | 24 پست

تازه عروس بودم مادرشوهرم گفت هر وقت هر چی خواستی بیا از خونه ما ببر.

بعد من که روم نمیشه برم تو صورتش بگم چی میخوام

خداروشکر احتیاجی ندارم

ولی دلم میسوزه چن وقت پیش  مهمونی داشته منم خونه نبودم اومده از شوهرم ۴ تا بسته گوشت خورشتی که من اندازه ۵ نفر بسته بندی کرده بودم گرفته 

بعد یه بره کشتن گذاشتن یخچالشون الان به رو خودش نمیاره اون گوشت رو پس بده 

آخه زور داره

بدون اجازه برم اندازه همون گوشت و بردارم عیب داره؟ 

جالبش اینه به همهههه بچه ها و نوه هاش از همین گوشت داد به ما نداد ای خداااااااا چقد حرص بخورم 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

برو بگو رفتم ناهار بپزم دیدم گوشت هــا نیست دیگه از فلانـی پرسیـدم فهمیـدم فلان روز شمـا مهمان داشتیـد اومـدیـد بردید حالا اگر گوشت دارید داخل فریزر بی زحمت بدید میخوام ناهار بپزم. 

بخشنده باش تا خدا بیشترشو بهت بده 


بدی رو با خوبی دفع کن اگه به خدا ایمان داری

یه عمر به اشتباه فکر می کردم قوی بودن یعنی دوام آوردن، ولی الان تازه فهمیدم که قدرت توی رها کردنه..

اینکه اومده برده خب از خونه پسرش برده من ایرادی نمیبنیم 

به نظرم چیزی نگو خصوصا به شوهرت 

حتی اگر بری به مادر شوهرت بگی گوشت بهمون بدید نداریم شوهرت میاد میگه چرا به مادرم گفتی و...

هر وقت گوشتتون تموم شد به شوهرت بگو اگر چیزی گفت بگو مامانت که اومده گوشت برده تموم شده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز