2777
2789
عنوان

این چه وضعشه 😂

275 بازدید | 10 پست

امروز رفته بودم خونه مامانم، همسایشون  بهشون یه  بسته داده بود(گویا نذری بوده) 

ب همه اهالی کوچه از اون بسته ها داده بود. 

ازین نذری های  بسته  بندی شده که توش خوراکیه

بسته رو باز کردم بخورمش ک دیدم 2تا شکلات توش  بود با یه آبمیوه با ی کاغذ ک روش نوشته شده  بود200 تا صلوات😐😂

دادم مامانم شکلاتارو، گف چرا نخوردی، گفتم والا نمی صرفه دوتا شکلاتو و یه دونه آبمیوه،در عوضش 200تا صلوات. خودت بخور صلواتشم بفرست😐😂

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨

والابخدا

#حامی_حیوانات!_نویسنده... تو تاپیک حیوانات تگم کنید=}                                ‌‌‌.           من وقتی از واژه بچه استفاده میکنم منظورم چیزیه که شما به چشم پِت می‌بینید.                                                      هیچ انسانی اشرف مخلوقات  نیست هیچ حیوانی نجس / نحس نیست حیوانات هم برای تغذیه ما خلق نشدن  _.غذارسانی به حیوانات اکوسیستم  رو بهم نمیزنه.   حیوانات خانگی[سگ گربه جونده و پرندگان و خزندگان خانگی]  جاشون تو طبیعت نیست و توانایی زندگی تو طبیعت رو ندارن. و در آخر همه حیوونا از همه انسان ها درک و محبت بیشتری دارن و از همه ادما بهترن اونایی که غیر اینو میگن از کلمه <آدم>به درک کافی نرسیدند!                  هرکس سبک زندگی  متفاوتی داشته و سبک زندگیش تجربه هاش رو تو هرچیزی مشخص میکنه و هرکسی تو چیزی تجربه و درک بیشتری داره                         کسانی که مخالف حیوانات هستن غیر نظرات من رو دارن نیان تو تاپیک های من چون میدونین نشونه بی ارزشی خودتونه                                                       انسان ها خود ارزش خود را تعیین می‌کنند"ویکتور هوگو"

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

والابخدا

هر جور حساب کردم دیدم ارزششو نداره😂

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
منم شکلات میخوام

والا نمی ارزید فرزندم

تازه از این تافی لاستیکی ها بود که صد سال طول میکشه تا تو معدت هضم بشن😂

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
من دوست داشتم دویست تا صلوات فوقش پانزده دقیقه میشه

بله شاید زمان بر نباشه

اما من تا حالا این مدلی شو ندیده بودم😁

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
عزیزم این توفیق اجباری بود اگه می دونستی چقدر ثواب داره صلوات . کاش میشد صدای مردگان رو شنید و ازشون ...

خودمم پشیمون شدم از کارم 

ولی خب زورم میومد

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2840
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز