خانما باغ عمه شوهرم دعوت بودیم بعدش پذیرایی کردن بعد موقع شام من چیزی میخواستم از سفره به شوهرم میگفتم بده که خودم خم نشم کلا عادتم همینه پیش خانواده خودمم بابام اینطوری میکنه بعد برام همه چیز ریخت و هرچی خواستم بعد یهو عمه دیگش گفت مگه سجاد کلفته که هرچی خواستی بده خودت بردار(جالبه من آروم میگفتم و خود شوهرمم مشکل نداش)بهش گفتم خودشون مشگل ندارن و بعد با تمسخر گفتم برام نوشیدنی بریزه
با تیکه بم گف از پس خودت بر نمیای یه غذا بخور شوهرمم ناراحت شد گفت به شما ربطی نداره و از سر سفره پاشدیم اومدیم خونه
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
حتما به همسرت بگو من چون رو سفره خم نشم به شما گفتم بهم چیزی بدی.اما عمه جان انگار بد نمیدونن زن رو سفره خم بشه.بزار تو فکرش بمونه که زن نباید رو سفره خم بشه.اگنه ۲ نفر دیگه هم بگن دیگه سوهرتم میگه راس میگن خودت بردار
حتما به همسرت بگو من چون رو سفره خم نشم به شما گفتم بهم چیزی بدی.اما عمه جان انگار بد نمیدونن زن رو ...
شوهرممم اصلا مشکلی نداره و کلا چون عقدیم خیلی کمتر دعوت میشیم اما هر سری خودش هرچی خواستم بهم داده و تو ماشینم خیلی بدشون گفت ولی خب مشکل اینجاست بین ۲۰ نفر با من اینطوری رفتار کرد