شوهرم چند روز مانده به عروسی ،عروسی کنسل کرد که چرا از من بیش تر از ۲ مدل غذا خواستی و فرمالیته میخای به برادرش زنگ زد که اره دختره پر توقع اونا هم شیرش کردن که ببین الان جدا بشی بهتره تا بعدا شوهرم همه چیز کنسل کرد بعدا با رفتن پیش مشاوره و حرف زدن راضی شدیم بریم زیر یه سقف با توان اون عروسی بگیریم ولی الان مشکلم اینه با خانوادش نمیسازم یه جورایی از برادرش و زنش تنفر پیدا کردم نمی تونم خیلی باهاشون رفت آمد کنم به نظرتون من چیکار کنم