دیشب عروسی پسر یکی از همکارای من دعوت بودیم من ۲ سال هست که با این اقا همکارم و جدا از اون دوست ۳۰ ساله پدرم هستن و همسن پدرمم هست
از بین کلی همکار فقط ۶ تا رو دعوت گرفته بودن
و همسرم گفت نمیام چون من نمیشناسمش و نرفتیم
و دلیل نشناختنشم اینه که هیچ جایی نمیاد که با مردم اشنا بشه
حتی عروسی پسر داییم هم نیومد و عروسی پسر عموم که قرار بود با مامانم اینا برم نزاشت
خیلی از مهمونیا رو یا باید تنها برم یا کلا نرم و من این رو دوست ندارم دوست دارم همه جا با همسرم برم کارشم جوری نیست که نتونه بیاد همیشه میتونه
پنج ساله ازدواج کردیم و فقط ۱ بار خونه عموم و داییام اومده اونم برای پا گشا با کلی جنگ و دعوا و چند روز قهر