اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بیخبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون و خوبی های بی منت 🌈🦋 سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ میگفت هرچقدر دلچرکین باشم ازت ولی دوستداشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛
هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی میشینم بخاطر بیحسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻 توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕 امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️