2777
2789
عنوان

خواهرم

94 بازدید | 6 پست

من یه خواهر دارم دوتا برادر ، شوهر خواهرم اول تو مغازه ابزار فروشی باباش کار میکرد شوهر منم کارمند شرکت برق ، بعد کم کم شوهر خوارم با دوتا برادرام سرمایه جور کردن و یه تولیدی پوشاک راه انداختن و یه فروشگاه و همچنان شوهر من کارمند شرکت برق منم اصلا قصد مقایسه ندارم فقط به شوهرم همیشه میگم صبحا که اداره ای برای بعد از ظهرها یه کاری دست و پا کن ، دیشب داشتیم شام میخوردیم گفتم ببین منو تو حتی باهم زیاد حرف نمیزنیم گف چی بگم الان ؟ گفتم همه زن و شوهرا از کل اتفاقای روز برا هم میگن گف مثلا کی ؟ من چیزی نگفتم گف خواهرتو و شوهرشو میگی من خندیدم زدم به چوب گفتم خداروشکر اونا باهم خوشبختن الهی همیشه خوب بمونن ، یهو قاطی کرد قاشق انداخت گف خستم کردی انقدر منو با اون شوهر خواهرت مقایسه کردی خسته شدم انقدر زندگیمونو مقایسه کردی ، خسته شدم انقدر شغل منو زدی تو سرم و اونو گفتی موفقه ، ولی من شوک شده بودم و فقط اشکام میریخت میگفتم بخدا من قصد مقایسه نداشتم هیچ وقت ، گف آقا من یه کارمند سادم اگه نمیتونی با من زندگی کنی برو که بعد پشیمون نشی ... هم دلم براش سوخت هم هنگ کردم میگفتم باور کن سوتفاهم شده من قصد مقایسه نداشتم

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108