2777
2789
عنوان

فقط فقیر فقرا بیان اینجا😜

| مشاهده متن کامل بحث + 156044 بازدید | 1230 پست

یادمه سوم ابتدایی بودم که بابام ورشکست شد اوضاع مالیمون اصلا خوب نبود،یه روز رفته بودیم مهمونی وقتی میخواستیم برگردیم خونه بابام منتظر بود یکی تعارف کنه مارو باماشین برسونه چون راهمون دور بود ولی هیچ کس چیزی نگفت بابامم مغرور پاشدیم که بریم خونه تو راه همش کف خیابون رو نگاه میکردم که پول افتاده باشه بردارم سوار یه تاکسی بشیم بریم خونه،شب بود ساعت12،ما2ساعت شایدم بیشتر پیاده رفتیم تا رسیدیم خونه چون بابام هیچ پولی تو جیبش نبود اون شب رو هیچ وقت یادم نمیره وقتی رسیدیم خونه مامان کلی گریه کرد

فرحان یا ترانه ی مامان دوست دارم وقتی وارد زندگیمون بشی که منو پدرت بی صبرانه منتظر اومدنت باشیم،خداجونم مواظب نی نی آیندمون باش

یه دخمه بود بهش میگفتیم اشپزخونه کلا دو در یک توش یه گاز بود که پایینش کمد داشت و یه سبد قرمز که توش دو تا قابلمه یک دست بشقاب ملامین و یه دست استکان شصتی و یه دست نعلبکی بود کلا از هر چیزی شیش تا بود

وقتی مهمون میومد میرفتم خونه مادر یزرگم ظرف قرض میکردم

 کارای خوشگل و هنری تو هر سبک و سلیقه ای از کارای نمدی تا بافتنی های زیبا و خاص از سرمه دوزی تا دوختهای نوین همه و همه در کانال تل گرام baharshop518@

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

میگما روم به دیوار ما تلویزیون و یخچال و حتی ساعت نداشتیم خخخ حالا یخچال و تی وی لاکچری بود دیگه خدایش نمیدونم چرا ساعت نمیخریدن😆

 کارای خوشگل و هنری تو هر سبک و سلیقه ای از کارای نمدی تا بافتنی های زیبا و خاص از سرمه دوزی تا دوختهای نوین همه و همه در کانال تل گرام baharshop518@
یادمه سوم ابتدایی بودم که بابام ورشکست شد اوضاع مالیمون اصلا خوب نبود،یه روز رفته بودیم مهمونی وقتی ...

😭😭😭😭خدا هیچ پدری رو شرمنده نکنه 

عزیزم ماهم خیلی خیلی از این روزها داشتیم ....پدرم بیکار شده بود چشمش از دست داده بود و ....خیلی وحشتناک بود ....داداشمم مرده بود مزارش اون ور شهر بود هر روز با پای پیاده میرفتیم و بر میگشتیم و ....واسه فاتحه اب میخوردیم .....بچه های خوبی بودیم یه نذری میاوردن نگه میداشتیم واسه پدرمون و نمیخوردیمش .....

😭😭😭😭خدا هیچ پدری رو شرمنده نکنه  عزیزم ماهم خیلی خیلی از این روزها داشتیم ....پدرم بیکار ش ...

آخی عزیزدلم،خدابرادرتو بیامرزه وعزیزانت رو واست نگه داره انشالله همیشه تو زندگیت خوشی ببینی

فرحان یا ترانه ی مامان دوست دارم وقتی وارد زندگیمون بشی که منو پدرت بی صبرانه منتظر اومدنت باشیم،خداجونم مواظب نی نی آیندمون باش
میگما روم به دیوار ما تلویزیون و یخچال و حتی ساعت نداشتیم خخخ حالا یخچال و تی وی لاکچری بود دیگه خدا ...

خخخخخخخخ .....ما دم کنی نداشتیم یه دونه حوله حمام داشتیم اونو میزاشتیم درش من ده سالم بود هنر مادرم بود ....سرطان روده و معده خوب نگرفتیم ولا

شش سالم که بود بابام که کاپشن لاکچری برام خرید قد خودش. نه که خیلی پول داده بود ميخواست ب نحو احسن ازش استفاده کنیم. تا کلاس پنجم پوشیدمش. لامصب هیچ کارش نمیشد. آخرش دیگه بابام کوتاه اومد واسه اول راهنمایی م یکی دیگخ خریذ

در بدترین ما انقدر خوبی و در بهترین ما آنقدر بدی هست، که هیچکس نمی‌تواند از دیگری عیب جویی کند...

برترین یه کلید اسرار هم بگم براتون

محرم سال پیش شب عاشورا کلا 3000 تومن ته جیب شوهرم بود. از تمام دنیا فقط 3000. تومنش سهم ما بود. 

هیچی هم تو خونه نداشتیم. خلاصه رفتیم مسجد گفتیم بعد عزاداری شامم میدن دیگه. نشستیم نشستیم همه چی تموم شد ولی از غذا هیچ خبری نبود. دست از پا درازتر پاشدیم بیایم. پای بچه م سوخته بود به شوهرم گفتم بریم همین سه تومن پماد زینک بخرم براش. خلاصه دم داروخانه وايستاديم. 

منم گرسنه داشت اشکم درمیومد. دیگع. یه دفعه یه آقا از ماشینش پیاده شد گفت خانم غذای نذری. دو پرس عدس پلو با گوشت فراوان بهمون داد. هیچ وقت یادم نمیره همون لحظه داشتم تو دلم ب امام حسین گله میکردم که غذا رسید

در بدترین ما انقدر خوبی و در بهترین ما آنقدر بدی هست، که هیچکس نمی‌تواند از دیگری عیب جویی کند...
شش سالم که بود بابام که کاپشن لاکچری برام خرید قد خودش. نه که خیلی پول داده بود ميخواست ب نحو احسن ا ...

منم اولین لباس زمستونیم کلاس سوم بودم یه جلیقه قرمز بود از دست فروش خریدن واسم ازبس نازک بود نمیگرفتن بهتر بود 

بعدش یکی یازده خریدم که مادرم میپوشید شبها میخوابید باهاش منم لختی میرفتم مدرسه .....دیگه نخریدم تا شوهر کردم حالا مثل عقده ای ها عین مداد رنگی همه رنگشو گرفتم پالتو و بافت 😝

برترین یه کلید اسرار هم بگم براتون محرم سال پیش شب عاشورا کلا 3000 تومن ته جیب شوهرم بود. از تمام د ...

آخ من فداااای لطف و کرمت بشم ارباب خوبم

دورت بگردم حسینه بی سرم که حواست همیشه هست

وای من مجنون این حسینم مجنونم

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست...

میگما شما هم فقر زمان کودکیتون رو رفتار بزرگسالیتون تاثیر منفی گذاشته؟

 کارای خوشگل و هنری تو هر سبک و سلیقه ای از کارای نمدی تا بافتنی های زیبا و خاص از سرمه دوزی تا دوختهای نوین همه و همه در کانال تل گرام baharshop518@

تاثیر منفی نه. البته میگم ما معمولی بودیم الانم بابام وضعش خویه خداروشکر. ولی بعضی،وقتا کم که میآوردیم صحنه های نابی خلق میشد که الان ققط بهش میخندیم.

البته بعد ازدواج گیر یه شوهر بی پول افتادم که اون روزا داره باز تکرار مبشه

در بدترین ما انقدر خوبی و در بهترین ما آنقدر بدی هست، که هیچکس نمی‌تواند از دیگری عیب جویی کند...

مامانم که زایمان میکنه و منو دنیا میاره باباش بهش قول ميده کادوی زایمان ببرتش مسافرت ب اصفهان. حالا نمیدونم چرا همچین کادوی عظیمی رو براش انتخاب کرده. خلاصه پنج سال پیش وقتی من 20 سالم شد بابام ب قوللش بعد از بیست سال عمل کرد و مارو برد اصفهان. 

الان ب مامانم میگه یه بچه دیکه بیار کادو میبرمت دبی 

در بدترین ما انقدر خوبی و در بهترین ما آنقدر بدی هست، که هیچکس نمی‌تواند از دیگری عیب جویی کند...
فک کنم از کلاس سوم تا اول راهنمایی یه مانتو داشتم 😂....یه بار صبح پاشدم دیدم مقنعه م نیست ....پاشدم ...

مهربوووووون...

چرا داستان زندگیت دیگه نیس؟؟

حجاب یعنی زنده باد عشق ❤️(( از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌ اش.(امام موسی صدر)))
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792