2777
2789
عنوان

روز مزخرف

44 بازدید | 0 پست

صبح زود با زور منو برد گردش با خانواده ش تو روستاشون بارون و کثافت کاری ماشینم راست زد تو دیوار ماشین داغون کرد دیوار خراب کرد اینقد سروصدا خورد تو گوشم دهن کج خانواده تحمل کردم نه میشد دراز کشید نه میشد خوابید از سرما یخ زدم درو پنجره هارو باز کرده بودن انگار نه انگار عصرم گفتن هوا بده شب بمونید گفتم اصلن نمیمونم بریم اومدیم حالا بهش میگم برو قهوه بخره یجیز دیگه اورده میگه از اون نداشتن چطوری همه شون با هم نداشتن دوست دارم بکشمش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792