نمیدونم جرا از شوهر شانس نیاوررم
اینقد ک این بشر حق خوردست حتی عرضه نداره خرج ی زن و ی بچه رو بده حتی نتونست خودشو ب ارزوهاش برسونه
از هر لحاظ ک فکرشو بکنی میلنگه
ن پول داره ن اخلاق ن هوش مالی ن خانواده ب درد بخوری ن قیافه ای ن هیچی ۷ساله مستاجرم
بخدا دیگه خستم از بس یدکش کردم
کار میکنم پول درمیارم دلم میخاست ی جفت گوشواره بخرم همه پولامو برد خرج زندگی بامنه.آخ قلبم خدایا منم هزار ارزو داشتم
یک گرم طلا روم نیس
همرو فروختم براش
منفی صده
هر چقدم چاله هاشو پر کنم بازم خالیه
قلبم درد میگیره وقتی میبینم شوهرای بقیه براشون پول درمیارن
نمیدونم با ی بچه چیکار کنم
دلم نمیخاد باهاش زندگی کنم از بس بی عرضه بوده دلمو زده
مردم اینقد ناقص
خدا لعنت کنه مادری ک همچین پسریو بزرگ کرد
نتونس ۲خط زندگی بهش یاد بده