یه پسر بود میگفت باهام حرف بزن تلفنی، میگفت فقط با هم حرف بزنیم و منم تو دلم دوسش داشتم دوس داشتم با هم حرف بزنیم بچه خوبی بود بی معرفت نبود. ولی من گفتم به خاطر اعتقادات و اینکه تا حالا با کسی حرف نزدم و اگه کسی بفهمه برام بد میشه بهش گفتم نمیتونم .اونم رفت . میگفت که اگه بخوای طبق این اعتقادات باشی نمیتونی زندگی کنی تا ابد باید عذاب وجدان داشته باشی
دلم الان بد گرفته گفتم اینجا بگم که چیکار باید میکردم😓