مرسی گلم خیلی دوستش داشتم🥲💔
حتی به خاطر من بقیه نوه هاشو دعوا میکرد میگفت مزاحم دختر من نشین
اخرین بار توی بیمارستان دیدمش دستشو ک گرفتم داشت جون میداد😭
گفتم بابایی دخترت اومده ها پاشو بوسم کن دیگه یهو اشک از گوشه چشاش اومد
به خاطر همین ۷ ماهه روانم بهم ریخته از همه چی ترس دارم