2777
2789
عنوان

۲۳ سال سینگلی

32 بازدید | 1 پست

تو سن ۱۷-۱۸ تا ۲۰ فک میکردم که اصلا درست نیست رابطه با جنس مخالف

بزرگتر که شدم خانوادم خیلی اذیتم کردن مخصوصا پدر

دوستامو میدیدم با دوست پسراشون میرفتم بیرون حالشون خوب بود تایمی ک من میگفتمش بهشون بریم بیرون میپچوندن ک با رلشون برن بیرون

حس عشق دریافت میکردن حس مهم بودن دریافت میکردن حس دوست داشته شدن دریافت میکردن

و من همیشه ته دلم حسادت میکردم 

دلم میخواست منم یه همچین آدمی داشته باشم اصلا دلم میخواد فقط برای یه نفر مهم باشم از دید یه نفر خپشگل باشم از دید یه نفر بهترین باشم

صرفا نه هر آدمی 

پیشنهادای چرت و پرت فقط دارم ک سرشون به تنشون نمیارزه 

یه نفر بود روش کراش زده بودم یه سال رفتاراش ی طوری بود انگار اونم ننو میخواد 

بعد یه سال که بحثشو پیش کشیدم جواب رد بهم داد 

حس خیلی بدی دارم

حس اینکه از دید هیچکس خوشگل نیست یا خوب نیستم حس زیاد طردشدگی دارم 

حس میکنم هیچکسی منو دوست نداره و من تنها خودمو دارم 


اون حسی ک فکر می‌کنی دوستات داشتن فقط درصد کمی از رابطشون بوده . آخرش کات کردن احساساتشون دیگه مثل قبل نشده . آدمای جدید رو جایگزین اونها کردن و در نهایت حس نجابت حیا و خیلی حسای دیگه رو از دست دادن . قدر خودتو خیلی بدون رفیق وقت و احساسات تو ارزشش بالاتر از پسراییه ک بیان تو زندگیت سو استفاده کنن و برن ( من خودم پسرم دارم بهت میگم)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش