امروز بعد از چند روز افسردگی از خونه زدم بیرون
درست از رو به روی مغازه ی کسی ک دوسش داشتم رد میشدم ک دیدم (مغازش ی جوریه ک هم اینطرف خیابونه هم شاگردش وایستاذع بود یهو یکس از مشتریا(خدا ازش نگذره) یهو ی پس گردنی زد به این بچه صدای بدی داد
یهوییی این بچه ی جوریی گفت عموو محمددد طبیعیه ک تو دلم قند اب شد؟!
جوری صدا زد ک ادم باباشو اینجور صدا نمیزنه برای کمک:)
اونم حال اون مشتریث گرفت:)(اکثر شاگرداش یتیمن هم کار یادشون میده هم کمک مالی میکنه بهشون)
تو ک انقدر مردی تو انقدر با معرفتی تو انقدز خدا شناسی چرا در حق من اینجور کردی؟؟
چرا لهم کرد چرا از روم رد شد؟؟ چرا اذیتم کرد؟ چرا؟؟؟
یکی بخاطر خدا بگه چرا؟