خیلی خسته ام خیلی
مادرشوهرم خیلی سیاست داره خیلی خیلی خیلی
خدا نکنه بفهمه من با شوهرم دعوام شده سری خودشو میچسبونه به شوهرم یا بدونه یکم پول داریم هرجوری شده مخ شوهرمو میزنه اون پول رو میبره ازمون پسم نمیده
همش تو زندگی مون دخالت میکنه ۹۹ درصد دعواهامون سر اونه
روری ۱۰ بار زنگ میزنه شوهرم امار میگیره
دیگه مخم نمیکشه هرچی میشنم شوهرمو نصیحت میکنم با زبون خوش خواهش میکنم یا دعوا میکنم اخرش من میشم بد مادرش میشه خوب . زتدگی مون رو داره خراب میکنه
میگم پیش شوهرم بدش رو نگم تا نگه من بدم ولی اینکارو کردم بعد یه مدت باز دیدم خیلی خیلی،پرو تر شدن دیگه هی نمیشه پیش شوهرمم حرفی بزنم چندبارم تنهای به مادرشوهرم غیر مستقیم گفتم در مورد دخالتش محل نزاشت باز کارش رو ادامه میده
جوونم هست ۴۵ سالشه ولی خونمون تو یه شهر نیست تازه اصرار داره برین شهر اونا تا کامل دیگه طلاقم بده
چیکار کنم زنگ زدنشون کم بشه اگه کم بشه امارگرفتنشم کم میشه دخالتم کم میشه به شوهرم میگم محل نمیدخ زیادم میگم میگه خوشت از مادر من نمیاد