امشب نذری حلوا دادم صد نفر بعدانقد با شوق و ذوق بردم مسجد اقاه اومد گفت این کمه ..ینی انقد نارحت شدم و کلی ناامید اخه همین قد تو دست و بالم بودو شوهرمم بزور راضی کردم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
پر برکت باشه زندگی ات عزیزم یه ذره به نیت تبرک باید برداشت دیگه!!! اون آقاکاش فقط میگفت قبول ...
اره واقعا خیلی دلم خوشه نذری دادم بخدا اولش قرار بود با یکی برا ۵۰۰نفر اش بپزیم شوهرم رازی نشد بعدم بزور گفتم حلوا باشه این اقام که کلا با حرفش توخالیم کرد