بچه ها سلام یه سوال داشتم کدومتون از آینده ترس داشتید و همش توهمی بیش نبوده من چندساله ترس از آینده دارم که یه موقع نشه نتونم از این وضعیت خودمو دربیارم چون به هیچی علاقه ندارم بی هدف بی هدف سرکار میرم ولی انگار سرکار بازور کار میکنم انگار درونم یه حرارتی هست که ولم نمیکنه همش انگار میگه یه راه پیدا کن ولی انقدر فکر کردم که حتی حافظم ضعیف شده خیلی خسته شدم دوست دارم یه راه پیدا کنم ولی نمیدونم چجوری😭😭😭مدت خییییییلی زیادی رو تحمل کردم میخوام وضعیتو بهتر کنم ولی نمیشه همش میگم پیش خودم حالا تحمل میکنم ولی از یه طرف ذهنم میگه اگه این وضعیت درست نشه چی ؟بعضی مواقع میگم اعتصاب غذا کنم نه آبی نه غذایی زودتر بمیرم از این حالت ذهنی دربیام به خدا مثل جهنمه نفسم گرمه اگه کسی مثل من بوده درست شده بگه لطفا