یکی چند روزه هرجا میرم هست
امروز رفتم قبرستون دیدم از دور داره نگام میکنه تا خونمون رسیدم دیدم پایینتر کوچمون نشسته بادوستاش
این قبلن زندان رفته ولی دلیلشو نمیدونم چرا رفته
خیلی میترسم یبار بهم پیام داد من نشسته بودم پشت پنجره منتظر مامانم دیدم چند بار رد شد پیام داد دیگه جا نیست بشینی؟
بچها با برادرش زل میزنه بهم
حس طعمه هارو دارم انگار میخاد بهم تج.اوز کنه میترسم
البته من زیاد از خونه نمیرم بیرون مگ برای کارهای ضروری ولی فوبیا ب تنها شدن گرفتم
انگار الان زل زده بهم