کسی نمیتونه کمکم کنه میدونم
زبونم گرفته اصلا حرف زدنم نمیاد بدنم پر درد هیچی تو مغزم نیست قلبم پر از زخمیه ک اصلا نمیدونم چجوری توضیح بدم چقدر بدنم یخ و وجودم سرد الان نه لمسی نه حرکتی هیچی رو حس نمیکنم اما واقعا ی سوال داشتم اینکه دوست داشتن چرا انقدر پیچیدس چرا هر کسیو دوست داری و محبتش میوفته تو قلبت
یا میفهمی دوست نداره
یا میفهمی آدمش نیس
یا میفهمی دوست داشتناش رو داشته و تو فقط ی گزینه بعدی ای براش
چرا انقدر ی زندگی دردناکه
من واقعا قلبم درد میکنه خیلی
اینجا کسی منو نمیشناسه حرفمو گفتم فقط همین