هدفم از زدن این تاپیک کمک گرفتن نیست فقط درد دل هست .....
هیچکسو ندارم باهاش حرف بزنم ، هیچ دوستی ندارم
چند ماهیه حس میکنم افسردگی گرفتم ......... هیچ دلخوشی ای تو زندگیم ندارم ، نمیدونم دلم به چی خوش باشه ، روحم خستس ، بعضی وقتا به سختی نفس میکشم انگار یه چیزی تو گلم هست ، حس خفگی میکنم...... پدرو مادرمم بین منو خواهرم خیلی فرق میزارن و این حالمو بدتر میکنه ..... شاید اگه اطرافیان رفتار درستی داشتن حالم الان اینجوری نبود،وقتی همسنو سالام رو میبینم حس میکنم خیلی پیرم تنها نقطه مشترکمون سنمونه شوق و ذوقی واسه هیچی ندارم ، هیچی خوشحالم نمیکنه ، بعضی وقتا الکی میخندم ک با جمع همراهی کنم فقط ، حس میکنم روحم تو جسمم زندانی شده ....